ریزه میزه ی دوست داشتنی من

 توی این یک سال و دو ماه و هجده روزی که پسرک دنیا اومده یکی از بزرگترین دغدغه ها و غصه های مادرانه ی من ریزه میزه بودنش بود نه که وقتی دنیا اومد با ریزه بودنش من رو شوک کرد و همه هم اولین چیزی که با دیدنش می گفتن اشاره به ریزه گیش بود این قضیه قشنگ روی روان من حک شده ، تمام مدت در حال مقایسه قد و وزنش با بچه های همسن و سال یا حتی بچه های بزرگتر توی سن و سال الان پسرک بودم ، همش در پی پیدا کردن یه راه حل جادویی بودم برای اینکه مثلا یوهو وزنش دو سه کیلو بیشتر شه یا قدش پنج شش سانت بیشتر ! هر چی هم همه ( حتی دکترش ) می گفتن که اصلا این جور که من فکر می کنم نیست و پسرک اصلا هم ریزه میزه نیست و خیلی هم قد و وزنش خوبه من در باورم نمی گنجید و فکر می کردم برای دلداری دادن منه که می گن . تا اینکه امشب که با بابا حامی نخودچی رو پارک برده بودیم یه پسر بچه رو دیدم که واقعا حتی از دور هم ریزه گیش مشخص و مبرهن بود ! مادرش بعد از حدود نیم ساعت اومد کنارم نشست تا خسته گی در کنه . باهاش شروع به صحبت کردم . دیدم یک ماه از نخودچی من کوچیک تره اما از لحاظ قد و وزنی خیلی خیلی کم داشت . وزنش حدود سه کیلو و نیم کمتر بود و قدش حدود هشت سانت . به مامانش گفتم غصه نمی خوری این انقدر کوشولوئه ؟ من که یکی از بزرگترین غصه هامه ! گفت : نه اصلا بالاخره بزرگ می شه دیگه برای چی غصه بخورم ؟ حالا غصه بخورم تپل می شه ؟

با خودم فکر کردم کاش منم می تونستم مادری با خیالی به این راحتی باشم ، کاش یاد بگیرم کمتر به خودم و پسرک سخت بگیرم سر غدا خوردنش ، کاش انقدر حرص نخورم که چرا چیز شیرین دوست نداره و شیرینی جات نمی خوره که چاق بشه ! کاش تا یه بچه ی تپل مپلی می بینم دلم غنج نزنه !

.

.

.

البته حالا دیگه واقعا باور دارم که پسرک اونقدرا هم که من فکر می کنم ریزه میزه نیست .

.

.

نا گفته نمونه که هر لحظه و هر ثانیه شاکر و قدردان خدای خوبم هستم که پسرک صحیح و سلامته .

 

/ 19 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام وبت خيلي زيباس دوس دارم تبادل لينك داشته باشيم اگه موافقين خبرم كنيد

الناز

مهم همون سلامتیشه ممول جون به موقعش قد هم میکشه[لبخند]

ماري

عزيزم هر جي استرس داشته باشي نسبت به غذا خوردن بجه بدتره و اونم عصبي ميشه و غذا نمي حوزه،اكه هم خيلي تبلي بشه بزرك شد استعداد جافي خواهد داشت و همش عذاب مي كشه.

مريم

ممول چان بابا يه عكس بذار از اين نخود چي تو كه هميشه عكساتو ميذاشتي نازنين جون مامان آروشا وبلاگش پره از عكساي آروشا حتي عسل هم با همه حساسيت هاش عكس گذاشت از تارا تو كه اينقدر حساس نبودي دختر جون

مهاجرت

وبلاگ خیلی خوبی دارید. موفق باشید.

مهاجرت

ممنون بابت مطالب خوبی که میزارید. موفق و پیروز باشید.

لیلی

سلام ممول جان یک سوال دارم, ممنون می شم جواب بدید. شما بعد از زایمانتون چه کار کردید لاغر شدید؟ خیلی ممنونم

مهاجرت

وبلاگ خیلی خوبی دارید. موفق باشید.