از احوالات ما

امروز مامان بابای حامی اومدن اینجا دیدن پویان براش هم یه سری از این عروسک ها خریده بودن که بوق بوق می کنه . هشت روز بود ندیده بودنش اما انگار چند ساله انقدر که دل تنگ شده بودن . می خواستن ناهار خوردن برن اما به زور نگهشون داشتم چون می دونستم دلشون اینجاست که بمونن پیش پویان ولی مراعات منو می کنن که یه وقت معذب نباشم اینه که اصرار کردم و نگهشون داشتم . لذت می برم از عشقی که باهاش می کنن . بعد از ظهری هم از بس باهاش بازی کرده بودن حسابی خسته شد و شیرش رو که خورد سه ساعت خوابید و من هم دو ساعت تموم بدون کمترین نگرانی ای خوابیدم چون سپردمش دست مامان حامی .

ساعت 9 هم با حامی بردیمش تو وانش نشوندیمش و حسابی با آب گرم تنش رو ماساژ دادیم و ریلکسش کردیم . بعد هم شیرش دادم و خوابوندمش . حالا حامی نشسته داره برگه های بچه هاش رو تصحیح می کنه منم نشستم به وبلاگ بازی . مامان حامی هم نشسته داره راه طولانی می بینه باباش هم تو اتاق پویان خوابه .

یه کاری که جدیدا می کنم و به نظرم خیلی تاثیر داشته تو آروم تر بودن روزانه اش اینه که تو کریرش می خوابونمش روزا و وقتی هم بیداره تو همون کریر نگهش می دارم احتمالا از اینکه به حالت نیمه نشسته همه جا رو می بینه خوشحاله که کمتر سر و صدا می کنه . البته اولش مقاومت کرد خیلی ولی بعد که هی نازش کردم و همون تو یه بار بهش شیر دادم دیگه کم کم عادت کرد .

دیروز هم مهربان خواهرم اومده بود اینجا و کمک کرد کلی غذا آماده کردیم و فریز کردیم که من دیگه روزها دغدغه اینکه الان حامی می رسه و هیچی نداریم شام بخوریم رو نداشته باشم . امروز ناهارم از همون غذا آماده شده ها گرم کردم و به مامان بابای حامی دادم . الان یه کشوی فریزرم پر از شامی و کتلت و مایه ماکارونی و کوکو سبزی و این چیزاست . حالا قراره هفته ای یه بار اول همون اول هفته این کار رو بکنیم . به همه تازه زاییده ها یا در آینده زا ها !!!!!! توصیه می کنم حتما حتما این کار رو بکنین . اگه هم کسی نیست که کمک کنه غذای خونگی آماده کنین برین از این غذا آماده ها بخرین .

از بعد از زایمان خیلی بی اشتها شدم و خیلی میلم به غذا خوردن نمی یاد دلیلش رو می دونم کم خوابیه این بی اشتهایی اذیتم نمی کنه اما چیزی که ناراحتم می کنه و اذیت می شم اینه که همه فکر می کنن من از الان به فکر کم کردن وزن و رژیم و اینام و همه هی غر می زنن که بابا بخور حالا نمی خواد رژیم بگیری حالا وقت داری حالا بذار بعد از اینکه بچه رو از شیر گرفتی اصلا به خاطر همین شیر نداری که داری رژیم می گیری . هر چی هم قسم و آیه می خورم که بابا مگه مغزم تاب برداشته که وقتی بچه ام داره شیرم رو می خوره رژیم بگیرم اونم منی که انقدر غصه می خوردم که چرا شیرم کمه حالا بیام رژیم بگیرم که کمترم بشه آخه ؟! امشبم سر شام حامی غر زد که چرا کم خوردی بعدم مامانش شروع کرد دیدم اگه بخوام مثل بقیه وقت ها دوباره شروع کنم به توضیح دادن اعصابم بیشتر می ریزه به هم فقط نگاه کردم و هیچی نگفتم . این جوری بهتره انگار ! مهم اینه که خودم می دونم قضیه چیه .

بعضی وقت ها از دست حامی بد جوری قاط می زنم از بس همش حواسش به غذا خوردن و قرص هام و ایناست . هی در مورد قرص های مکملم بهم یادآوری می کنه و بعضی وقت ها که یه دو بار پشت سر هم می گه قرصت رو خوردی دیگه داغ می کنم از دستش و صدام می ره بالا و شروع می کنم به بد اخلاقی ! اونم می گه می دونم می دونم اینا همش عوارض داروی بی هوشیه هی گفتم اسپینال کن گوش نکردی ! بعد می ره پویان رو بغل می کنه و می گه بمیرم الهی برات بابا مامانت که کلا اخلاق نداشت دیگه از وقتی بیهوشی گرفته کلا اخلاق مخلاق یادش رفته تو چه جوری می خوای روزا که من نیستم مامانت رو تحمل کنی خنده بعد من قهقه می زنم زیر خنده .

خب دیگه تا من اینا رو تایپ کنم راه طولانی تموم شد مامان حامی هم داره کاراش رو می کنه که بخوابه منم دیگه پا شم برم بخوابم . شب خوش خمیازه

/ 19 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

چقدر دلم برا نوشته هات تنگ شده بود.خوش قدم باشه پسر گلت[لبخند]

مروارید

خانومی بنده تجربه شخصی ندارم ولی دوستان تازه زا گفتند که خوردن ماشعیر تاثیر زیادی تو افزایش حجم شیرشون داشته.. نی نی گلت رو هم ببوس..

دختردریا

مثل اين كه اين روزا وقت استراحت بيشتري پيدا كردي ! خوش حالم ! حرفاي پدر به پسر خيلي بامزه بود آخر سر يه روز دس به يكي مي كنن كه ديگه هوس بد اخاقي نكني ! :)))

فلفل خانم

عزیییزم چه اسم خوشکلی .ایشالله که زندگیشم مثل اسمش خوشکل باشه [ماچ] .خب خوبه دیگه ممول همه تجربهاتو اینجا بنویس واسه ما که یه روزی به دردمون میخوره [لبخند] واقعا"‌بیهوشی رو اخلاق آدم تاثیر میزاره؟!

صنم

سلاااااااااااااااااااااااام مامان ممول گل[بغل] داری مینویسی پس بازم[مغرور] گل پسری که که خداروشکر خوبه[ماچ] به نظرم شانس آوردی اشتهات کم شده[چشمک] اما از چیزای مقوی نگذر تا هم خودت جون بگیری هم ناقلا پسرت[قلب]

اركيده

الهي شكر.چقدر خوشحالم خانمي. ببين من چندتا نكته برات مينويسم.اميدوارم به كارت بياد. اعصابت فقط براي بيهوشي نيست.اين رو مطمئن باش.اسپينال هم ميكردي اونوقت الان از درد كمتر ميناليدي و بازم اعصاب نداشتي.اين هواي آلوده رو ببين.بعدشم زايمان كردي.مگه قبلش چند كيلو بودي؟بحران هم كه داشتي.فقط ضعيف شدي.همسري راست ميگه.داروهات رو بخور.حق داره نگران افسردگي باشه.ويتامين هات رو اصلا دست كم نگير.به ويژه قرص امگا 3.معركه است براي اعصاب بعد از زايمان.خيلي بهتر از بقيه چيزها كمكت ميكنه.ديگه اينكه من خودم اين رو امتحان كردم و ويتامين با پايه گياهي گرفتم.SONA مال كاناداست.خيلي بهتر از فارماتون و سنتروم بهم جواب داد.هر يه دونش رو كه ميخورم انگار واقعا جذب بدنم ميشه. خيلي خوب ميكني ميذاري گل پسر رو داخل كرير.چون هر چي كه تو اين دوسال بهش عادت كنه تا آخر عمرش باهاش خواهد بود.همه ميگن نوزاد چه ميفهمه.ولي واقعا تمام شالوده زندگي بچه تا سه سالگي بسته ميشه.همه عادتهاي خوب و بد.اينطوري هم به كمر خودت فشار نمياد هم اون عادت نميكنه لوس بشه.فكر كنم كنجكاويش باعث بشه زودتر هم راه بيفته.

اركيده

يه مسئله مهم ديگه.ببين شيرت چرب هست يانه.جداي از مقدارش.بعضي بچه ها شير مادرشون چربيش اذيتشون ميكنه.با همون قانون قنداق قديمي.يك قاشق آب ولرم بعد از غذا با يه سر سوزن قند يا بدون قند.بعد از شير بده ببين اگر شيرت چرب باشه براش رد ميكنه.شنيدي كه آدم بزرگها بعد از غذاي چرب چايي ميخورند با قند يا طب سنتي شرقي ميگه چاي سبز ولرم بخوردي،براي اينه كه چربي غذا رو بره.نوزاد هم همينه.دكترها درست ميگن كه براي شكر و نمك دادن به نوزادها بايد دقت كرد.اما خيلي كمش بچه رو اذيت نميكنه.امان از اونهمه غذاي فست فود و خوراكي جورواجور كه بعدا بچه ها ميخورن و چاق ميشن. دست خواهري درد نكنه.بهترين كار رو كردين.جلوي وارد شدن كلي مواد زاود به بدن خودت و بچه رو گرفتي.بالاخره الان خودت هم بدنت داره ترميم ميشه و بايد مراقب باشي ديگه.

اركيده

يه مورد مهم ديگه.ببخشيد طولاني شد.اما از همه مهمتره.براي گرسنگي پويان.روي سرش آروم دست بكش.يه جايي هست به اسم ملاج كه هنوز استخوانهاي كاسه سرش به هم وصل نشده و بازه.خيلي نرم و هميشه ميگن مراقب اون قسمت باشيد.دقيقا آروم كه دست بكشي روي موهاش پيداش ميكني.با كف دست نه انگشت.فشار هم نده.وقتي مطمئني گرسنه است و گريه ميكنه امتحان كن.اندازه يك سكه روي اين ملاج وقتي بچه گرسنه است گود ميره.تو به راحتي حتي با نگاه كردن متوجه ميشي كه بچه واقعا گرسنه اش است يا مشكل ديگه داره.اين يه روش قديمي براي سنجش ميزان پري معده است.اميدوارم برات قابل استفاده باشه.الهي شكر كه همه چي خوبه و همتون سالميد و خوشحال.خيلي خوشحالم.بازهم ببخشيد پرچونگي كردم.

گلپر

این پستت رو دیشب خوندم برای امیر هم خوندم کلی از دست حامی جان شما خندیدیم.

ارکیده

خواهش.از اینکه در جوانی اینقدر برای بچه ات وقت میگذاری خوشحالم.!!!!!!!تعجب نکن.برای اینکه یه مامانی رو میشناسم که وقتی برای بچه یک سالش سوپ میپزه سرش منت میذاره.خیلی بدم اومد راستش.طفلی خودش بره تو آشپزخونه سوپ بزه؟ اون کار آماده کردن غذاتون هم که واقعا محشر بود.