یک 12 بهمن دوست داشتنی !

 

این روزها قشنگ ترین و دل انگیز ترین صدای دنیا شنیدن صدای تق تقیه که از برخورد مروارید کوچولوی دهن پسری به لیوان و قاشق بلند می شه .

پنج شنبه ای که گذشت پسرک از صبح حسابی بی قرار بود و هر کاری می کردیم آروم نمی شد . تا ظهر هر چی تلاش کردیم حتی یک چرت یکربعه هم نزد . نزدیک های ظهر بردمش تو اتاق و با خودم عهد کردم هر چی جیغ و فریاد زد کم نیارم و همه تلاشم رو بکنم که بخوابه آخه واقعا داشت پس می افتاد . تا بردمش رو تخت و اومدم پستونک بذارم تو دهنش متوجه سفیدی دندون مانندی روی لثه اش شدم . جیغ زنان دوئیدم دستم رو شستم و مالیدم به لثه اش و دیدم که بعله درست حدس زدم دندونشه که زده بیرون . انقدر با بابا و مامان و داداش حامی جیغ خوشحالی کشیدیم که پسرک همین جوری هاج و واج مونده بود که اینا چشونه ؟ بیشتر از همه چی از اینکه خودش دیگه کمتر زجر می کشه خوشحال شدم آخه خیلی خیلی اذیت شد تا بزنه بیرون اون دندون کوشولوی خوشگلش .

دعا می کنم بقیه دندون هاش هم زودی بزنه بیرون و بیشتر از این اذیت نشه نخودچی ام .

بی ربط نوشت :فقط 1.5 کیلو دیگه باقی مونده تا برسم به وزن قبل بارداری ام . البته که خودم هدفم اینه که برسم به دو کیلو هم زیر اون وزن . دیگه رمقی برام نمونده و خیلی سخت شده کم کردن دعا کنید خدا توان بده تا عید بقیه اش هم کم شه که من بتونم برم برای خودم خرید کنم چون طبق عهدی که با خودم کردم تا نرسیدن به وزن و سایز قبلی هیچ کوفتی برای خودم نمی خرم(البته این وسط یه شلوار جین خریدم که اونو زیر سبیلی رد می کنیم و فرض می کنیم که نخریدم ! می تونیم هم فرض کنیم که شلوار جین جزء کوفت های خریدنی حساب نمی شه !)

/ 3 نظر / 25 بازدید
من

پس كى ميخواى دوباره بنويسي؟ داره يه ماه ميشه كه هيچ خبرى از خودتو نخودچيت ندادى :( دلمون تنگ شده خب :(( بيا ديگه اينقد خوب مينويسى كه معتادت شدم

من

nakone dare inja ro takhte kardi?? :((((

من

ممول؟؟؟؟؟؟ كجايى پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :(((((( نگرانم كردى ديگه دلم تنگ شدد ديگه چرا نمياى يه خبر بدى!!!!!!! اصلأ به فكر طرفدارات نيستياااااا