15 هفتگی

خب ما در نیمه های 15 هفتگی بسر می بریم . همه چی خوبه خدا رو شکر . من خوبم و اضافه وزنم هم خدا رو شکر خوبه تا الان 3 کیلو . نی نی جونمم همه چیش طبق  چیزی که باید پیش بره پیش رفته و سونوی دکتر شاکری در هفته 13 خیالمون رو راحت کرد که همه چی نرمال و خوبه خدا رو صد هزاران مرتبه شکر . البته جنسیتش رو هم گفته دکتر که چون من خیلی شنیدم که ممکنه اشتباه باشه و تا 20 هفتگیش که قطعی بشه این موضوع بر ملا نمی شه . روزی که رفته بودیم برای سونوی NTپیش دکتر شاکری یه خانمی اومده بود که اولین بارداریش بود و دو قلو بود و در ماه نهم به سر می برد . گویا طفلک ماه هفتم رفته پیش دکتر اکرمی که ایشون هم خیلی معروف هستن و دکتر اکرمی بهشون گفته بود که جفتشون هم پسرن . این طفلک هم رفته بود همه چی سیسمونی رو دو تا دو تا پسرونه خریده بود اومده بود آخرین سونوی قبل از زایمانش رو که دکتر شاکری بهش گفت جفتش هم دختره . اگه بدونین چه حالی داشت خانمه حتی نمی تونست از جاش بلند شه راه بره دیگه .

هفته پیش هم پیش دکترم بودم که کلی از اینکه اضافه وزنم انقدر طبق کتابه خوشش اومده بود . بهش گفتم هنوز شبا تکرر ادرار دارم که گفت باید یه آزمایش ادرار بدی ببینم عفونت ادراری نگرفته باشی یه وقت . کلی هم سعی کرد از حالا مخم رو بزنه و آماده ام کنه برای سزارین به روش اسپینال که گفتم هرگزززززززززززززززز . انقدر دوست دارم دکترم رو هر بار که می رم پیشش کلی آرومم می کنه حتی وقتایی هم که می خواد دعوام کنه با خنده دعوا می کنه . خیلی از اینکه من انقدر استرس های بیخودی دارم و به هر چیزی حساسم ناراحته و همش می گه چرا انقدر بارداری رو سخت گرفتی انقدر از حالا به بچه رو نده لوس می شه ها ! دکترمم از روی صدای ضربان قلبش جنسیت نی نی رو همونی که دکتر شاکری گفته تایید کرد . حالا تا ببینیم خدا چی می خواد .

هفته پیش بالاخره بابا حامی به دوستاش گفت که داره بابا می شه . انقدر همه براش ذوق و جیغ جیغ کردن به خصوص همون آق غیرت که من خنده ام گرفته بود که مرد گنده هم مگه انقدر جیغ حیغ میکنه از خوشحالی ؟!! بین این دوستای حامی هم یکی از دوستاش گفت که ما هم نی نی دوم رو تو راه داریم . ما کلی تعجب کرده بودیم که اینا چطور هنوز بچه اولشون 2 سالش نشده دومی رو آوردن . من به حامی گفتم حتما بدون برنامه بوده ولی در کمال تعجب وقتی با خانمش صحبت کردم دیدم نه اتفاقا کاملا هم با برنامه بوده و نکته خیلی بامزه و جالبش اینه که نی نی اونا و ما دقیقا 4 روز با هم اختلاف زمان دارن . من تو 13 هفته و 6 روز بودم و اون تو 13 هفته و 2 روز . خیلی برام جالب بود . ایشالله هر دو تاشون به سلامت به دنیا بیان .

یه اتفاق خیلی جالب دیگه هم افتاده تو این مدت که تعریف کردنش زمان می بره و الان نمی شه شاید فردا نوشتم .اگه نشد هم بعد از تعطیلات که برگشتم تهران می نویسم . الانم برم بخوابم که وقت زیادی ندارم باید 4 بلند شم آماده شم برم کلاس . این کلاس زبان هم اخرین ترمی هست که من می تونم برم دیگه از این به بعد قلمبه می شم سخت می شه .  

 

/ 41 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درسا

سلام ممول جون..چه وبلاگ باحالی داری ..به طور اتفاقی به وبلاگت برخوردم خیلی باهال نوشتی

درسا

این ایمیله منه دوست داشتی یام بزار

صنم

15 هفته چه معنی داره مث دکترا میگی من باید کلی ضرب وتقسیم کنم بفهمم میشه چن ماه .....خب 15 ضرب در......بعد95تقسیم .....هان خب رفتی تو ماه چهارم[شرمنده] هوووم فهمیدم[زبان] منم زیاد شنیدم تا آخرین روزها هم جنسیت اشتباه تشخیص داده میشه!!!! حالا انشالله سالم باشه فوقش پسر شد جوراب ولباس صورتی میپوشه مگه چیه[نیشخند]

اتنا

حالا میخوای چه جور زایمان کنی اخر طبیعی یا....

نسیم

[رویا] پس کجایی ممولی جونم؟ [ماچ]

رها-ستایش

[بغل]ممولی کجایی دلم برات تنگولیده نی نی گولی خوبه ؟ خودتم خوبی؟

فنجونه

ممولی هنوز از مسافرت نیومدی؟؟؟ راستی سزارین به روش اسپینال یعنی چجوریه؟؟؟با سزارین معمولی فرق داره؟من نیییفهمم

فنجونه

اووووه اوووه ممولی اینکارو نکنیااااا...خطرش از بیهوشی کامل زیادتره اینو شنیده بودم ولی اسمش رو نمیدونستم اسپیناله راستیییییی ما کلی مشتاقیم بدونیم نی نی گوگولی پسمله یا دخمله؟؟ بگوو دیده باشه؟[نیشخند]

پري

ممول جون حدس ميزنم نينيت پسره.