ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

فردا شب گودبای پارتی یکی از دوستای حامی آقای ه تو خونه ماست ! چرا خونه ما ؟ چون بچه ها تو رستوران راحت نبودند خیلی ( از این لحاظ که بخوان رستوران رو بذارن رو سرشون ) بعد من که کلا خدای پیشنهادات عالی و توپس و اینام تعارف و پیشنهاد ( تعارف بیشتر ) کردم که خوب بیاید خونه ما تا هر وقت که دلمون بخواد می شینیم و هر سر و صدایی که بکنیم کسی کاری به کارمون نداره !!! اون بیچاره هام کلی نه بابا شما تازه رفتید خونتون و هنوز کلی کار دارید و اینا ! خلاصه از من اصرار و از اونا انکار تا اینکه بلاخره راضی شدند که خونه ما جمع شیم !( ای بمیری ممول که آدم نمی شی ) جونه خوشحال و خجسته ام  بگه براتون که هنوز نه مبل داریم ، نه میز ال سی دی داریم ، نه هیچ فکری واسه غذا کردم ، نه خونه مرتب و تمیز کردم و نه حتی لیست خرید در آوردم ! یعنی ممکنه که مهمونی کلا بره رو هوا ! بعد اون وقت اون دوستای حامی که قراره بیان خونه مون فرت فرت زنگ می زنن که ما می خوایم یه چیزی برای دیدنه خونتون بخریم چون  می دونیم که خونتون کوچیکه می خوایم یه چیزی بخریم که لازمتون باشه و به دردتون بخوره و الکی جاتون رو تنگ نکنه پس خودتون بگین چی لازم دارین ؟! هر چی هم می گیم که چیزی لازم نداریم تو گوششون نمی ره که نمی ره ! بهمون تا امروز ظهر فرصت دادن که فکرامون رو بکنیم و بگیم چی می خوایم ؟!!!!!!!!!!!!!!!! مغزم که کلا دیشب تا حالا ارور می ده ! ( دیشب رفتیم مبل فروشی و ٣ ساعت داد و بیداد کردیم که چرا مبلی که قرار بوده شنبه آماده باشه هنوز آماده نیست ؟ بعد قول دادند که امروز آماده شه !) انقدر مشغله فکری دارم که اصلا نمی تونم به اینکه چی لازم داریم فکر کنم ! حالا من موندم که اگه امشب مبل هاو میز ال سی دی مون رو تحویل ندن چه گلی به سرمون بگیریم و با چه رویی به اونا بگیم که نیان خونه ما و بریم همون رستوران !

دوستای عزیزی که از اینجا رد می شین یه لطفی بکنین و هر چی به ذهنتون می رسه که بگیم اونا برامون بخرن پیشنهاد بدید یااینکه اصلا زحمت بکشید و فکر کنید ببینید من چی لازم دارم که اونا برامون بخرن ؟!

 نویسنده پیشاپیش از همکاری همگی کمال تشکر را دارد !

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak