ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

حامی قراره دو هفته دیگه یه مسافرت مجردی چند روزه بره . دیشب موقع خواب ( در حالی که مشغول صحبت راجع به چند و چون مسافرتش بودیم ) شیرجه زدم تو بغلش و می گم : خوشحالم !

می گه : چرا ؟ که من دارم چند روز تنهات می زارم ؟!

می گم : نه ! خوشحالم که انقدر زنه خوبی ام که اجازه می دم بری مسافرت مجردی !!!

کم نمی یاره که می گه : البته اگه یه کم بیشتر فکر کنی می بینی که من خیلی مرد خوبی ام که تو اجازه می دی برم مسافرت مجردی !

من : تعجبنیشخند

نوشته شده در شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak