ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

  • ممول وقتی پنج شنبه شب توی دستای حامی که از دانشگاه برگشته یه ظرف بستنی کوکی کاله می بینه جیغ می کشه و احساس خوش بختیه مطلق می کنه !
  • ممول وقنی بستنی کوکی می خوره و گوله های شکلاتی بستنی رو توی دهنش می چرخونه در حالی که حامی پاهاش رو حلقه کرده دور کمرش احساس خوش بختیه مطلق مطلق می کنه ! اصلا احساس می کنه خوش بخت تر از اون کسی توی دنیا نیست !
  • ممول وقتی جمعه بعد از صبحانه سی دی آهنگ های Gipsy رو که از رئیسش گرفته رو می زاره توی دستگاه و صداش رو زیاد می کنه و با شنیدن آهنگ محبوبش no volvere یوهو احساس می کنه که دلش بغل می خواد و می ره توی اتاق و می چسبه به حامی  که داره پیرهنش رو اتو می کنه و محکم بغلش می کنه تا جایی که اونم اتو رو همون جوری ول کنه روی پیرهن و برگرده و ممول رو محکم بغل کنه طوری که نفسش بند بیاد احساس خوش بختیه مطلق می کنه !
  • ممول وقتی با اون همه دردی که توی کمر و پاهاش احساس می کنه می ره مهمونی و برای اینکه به بقیه خوش بگذره ! می گه و می خنده و می بینه که برادرش انقدر عاشقانه بغلش می کنه و دوسش داره ، احساس خوش بختیه مطلق می کنه !
  • ممول وقتی خانم برادرش بهش می گه :چه خوبه که من خواهر شوهری مثل تو دارم ، کاش همیشه پیشم بودی چون وقتی باهات درد دل می کنم احساس سبکی می کنم و همه غم و غصه هام از دلم بیرون می ره ، احساس خوش بختیه مطلق می کنه ! 
  • ممول وقتی توی مهمونی جوگیر می شه و یه تنه می ایسته پای سینک ظرفشویی و تمام ظرف های شام رو با اون همه درد به تنهایی می شوره ، احساس خوش بختیه مطلق می کنه !
  • ممول وقتی حامی بهش احترام می زاره و ازش اجازه می گیره که یه کاری رو که ممول دوست نداره انجام بده رو انجام بده ، احساس خوش بختیه مطلق می کنه !
  • ممول وقتی حامی از خوابش می گذره و یک ربع کمرش رو که درد خیلی شدیدی داره رو ماساژ می ده تا بتونه کمی راحت تر بخوابه ، احساس خوش بختیه مطلق می کنه !

ممول کوچولو گاهی چنان با همین چیزای ساده احساس خوبی بهش دست می ده که خودشم از کوچیکیه دنیاش خنده اش می گیره !!!

نوشته شده در شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak