ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

این روز ها اصلا حاله خوبی ندارم . حال و هوای منم مثل بهار شده ... گیجه گرفته ! گاهی غم تمام دنیا سنگینی می کنه رو دلم و احساس می کنم از من بد بخت تر توی این دنیا وجود نداره و گاهی انقدر سر خوشم که مثل احمق ها به ترک روی دیوار هم قاه قاه می خندم . گوشم دائم زنگ می زنه ، یک عالمه درد عصبی هم توی تنم می پیچه از معده درد عصبی بگیر تا کمر درد و پا درد و ... حامی می گه : اخمو  و بهانه گیر و زود رنج شدی ... هر وقت حالم خوب شد می یام و مفصل می نویسم . ترجیح می دم با این حال هیچی ننویسم .   

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak