ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

این آخرین پست سال ٨٧ رو در حالی می نویسم که از صبح تا همین یک ساعت پیش مشغول سابیدن  بودم و الان گلوم به شدت می خاره ، انگشت هام زق زق می کنه ، چشمام می سوزه ،  تمام تنم درد می کنه و خلاصه که یه لت و پار به معنای واقعی کلمه ! ولی خدا رو شکر که کار ها با کمک های حامی بالاخره تموم شد ولی عوضش الان خونه نگو دسته گل !

سر میز شام با حامی راجع به سالی که گذشت صحبت می کردیم ، به نظر من امسال سال متوسطی بود و به نظر حامی سال خیلی خوبی بود . نمره ای که حامی به من واسه این سال داد ١٩.۵ از ٢٠ بود ولی من بهش ١٨ دادم ! برای سال جدید هم کلی برنامه ریزی جدید کردیم که امیدوارم به همشون برسیم .

الانم در حین تایپ همین دو سه خط با هووووووووووم ( لب تاپ حامی )!!! رسما آسفالت شدم چون روی کیبوردش لیبل فارسی نداره ! یه بسته پفک موتوری رو هم در همین حین بلعوندم !!!

دیگه بیشتر از این اعصابم نمی کشه با این بی شعور تایپ کنم واسه همین دیگه بقیه حرفام رو قورت می دم و آرزو می کنم سال ٨٨ سال خوب و پر از سلامتی و شادی و مهم تر از همه سال پر پولی برای همه باشه ، دوستون دارم ، مواظب خودتون باشین ، تا می تونین بخوابین و بخورین و بخندین ماچ

نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak