ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

خوب به سلامتی که دیروز اینجانب ممول جیغ جیغوی سرتقو بدون تلفات ! بر تخم چشم این دنیا قدم نهادیم  !  می دونم که الان همه دارن از کنجکاوی ! خفه می شن که کادو چی گرفتم ؟ کجا رفتیم ؟ چی کار کردیم ؟! 

بهمندخت جونم که از دو روز قبل از تولدم به فکر بود و ساعت ۶.٣٠ صبح روز تولدم بهم اس ام اس داد و کلی منو سر حال کرد .مرسی دوست مهربونم ماچ

حامی جونم که از صبح روز تفلدم بیشتر از سیصد میلیون بار تولدم رو بهم تبریک گفت ( دیگه اون اخرای شب حالم از اسم تولد بهم می خورد دیگه )،کادو هم که یک جفت کتونی نایک گرفتم ازش به علاوه صد تومن پول ،شبم که واسه شام رفتیم بیرون ، موقع برگشت هم واسم یه رژ لب خرید . تا موقع خواب هم که چون روز من بود هر چی من گفتم همون شد ! مرسی گل پسر دوست داشتنی من ماچ

توی شرکت هم همکار دوست جونه نازنینم با رئیس هماهنگ کرده بودن که رئیس منو صدا کنه تو اتاق و سرم رو گرم کنه تا اون بتونه کیک و کادو رو بچینه روی میزم ، به محض بیرون اومدن از اتاق با دیدن کیک خوشگلی که روش شمع ٢۶ روشن بود و یه کادوی خوشمل کنارش جیغم در اومد ، در واقع کف کردم ! مرسی همکار دوست جونم ماچ

  دوستام هم که هر کی یادش بود تبریک گفت . دوستای وبلاگی گلم هم همین طور . از همه تون مرسی ماچ

مامان و بابام هم که هنوز ندیدمشون که کادومو بگیرم ولی قول می دم به محض اینکه گرفتم بیام بگم البته حدس می زنم که اونام پول بدن !

مامان و بابای حامی هم که احتمالا چون نرفتیم خونه شون و تا هفته دیگه هم نمی ریم یادشون می ره تا اون موقع ولی اگه می رفتیم اونام حتما پول می دادن !

کس دیگه ای نیست و نبود که منو دوست داشته باشه و براش مهم باشم !

همین دیگه !

آهان رئیس هم به مناسبت تولدم منو به خاطر تاخیر ٢٠ دقیقه ای که امروز داشتم دعوا نکرد ! مرسی رئیس  نیشخند

نوشته شده در دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak