ماجراهای ممول و حامی و نخودچی شون

خدا نکنه این حامی ذهنش درگیر یه مسئله ای باشه ، اونوقت خدا نکنه اون مسئله به لپ تابش مربوط باشه یا مثلا مشکلی توی یه برنامه ای که داره می نویسه باشه که اگه باشه اون وقت مرد میخوام! باهاش سر به سر بذاره ! اصلا می شه یه آدم دیگه که انگار از یه کره دیگه اومده ! نه حرف می زنه ، نه جواب سوالات رو می ده ، نه غذا می خوره ، نه می فهمه دور و برش چی می گذره ، نه جواب تلفن رو می ده ، نه می خوابه و با خودش هم درگیره حتی !  عبوس و بد اخلاق به معنای واقعی کلمه ! تا زمانی که اون مشکل برطرف شه . بعد اون وقت فقط کافیه توی اون مدت مثلا دو بار پشت سر هم بهش بگی :حامی چایی ات سرد شد یا مثلا بگی: حامی بیا سر میز شام رو کشیدم سرد می شه ها ، اون وقته که دیگه چنان هواری سرت می کشه که تا پنج تا خونه اون ور تر شیشه هاشون پودر می شه !!! بعد اون وقت تو مجبور می شی قیافه بگیری و اخم کنی و یه وری بشینی رو مبل و چپ چپ و بغض آلود و مظلومانه ! نگاش کنی . اونم اولش که اصلا متوجه نمی شه بعدش که متوجه شد اول به روی خودش نمی یاره ولی بعد دلش می سوزه و می یاد معذرت خواهی می کنه بابت دادی که سرت کشیده . بعد که صلح برقرار شد دوباره تو کک می افته تو تنبونت که بهش میوه بدی و سه بار تکرار می کنی که بیا برات میوه پوست کندم بخور ! ولی اون همچنان درگیره مشکله و توجهی نمی کنه ، بعد تو به نشانه اعتراض به بی توجهیش غر غر می کنی و بعد دوباره اون با یه هواره خفن انگیز ناک تر تیر تپرت می کنه ! در آخر که مشکل لپ تاب با پشتکار وصف نا پذیرش حل شد دوباره بساط معذرت خواهی بر پا می شه و از تو هم می خواد که بابت درک نکردنه شرایطش ازش معذرت بخوای و تو که سرتق تر از این حرفایی با زور کتک ! مجبور می شی معذرت بخوای ! ولی هر دوتون همچنان حق رو به خودتون بدین و حاضر نشین بپذیرین که رفتارتون ایراد داره و نه تو تو کله ات فرو می ره که این طور مواقع به پرو پای حامی نپیچی و نه حامی متوجه می شه که اگه ذهنش درگیر مسئله ای هست همه چیز رو تحت شعاع قرار نده و زندگی رو تا برطرف شدن مشکل تعطیل نکنه ...

نوشته شده در شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط ممول جیغ جیغو نظرات ()


Design By : Pichak